العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
187
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
مىشود ، جدا مىسازد . و [ سرانجام ] با قيد « همراه نبودن با بزرگداشت و گرامى داشت » ثواب از تعريف خارج مىگردد . [ توضيح اينكه : پاداشى كه خداوند به بندگان عطا مىكند بر سه قسم است : 1 - پاداشى كه بنده استحقاق آن را ندارد و ندادن آن بر خلاف عدل نمىباشد ، مانند پاداشى كه به ميت مىدهند وقتى كسى به نيابت از او به حج مىرود و يا براى او نماز مىخواند . اين نوع پاداش را تفضّل مىنامند . 2 - پاداشى كه بنده به خاطر تحمّل مشقتى كه از جانب خداوند به او رسيده ، مانند درد و بيمارى و فقر ، مستحق آن گشته است ، بىآنكه عبادتى به قصد قربت كرده باشد . اين پاداش را عوض مىنامند و مسلمان ، كافر ، كودك ، ديوانه ، عاقل و مكلف در آن يكسان هستند . 3 - پاداشى كه در ازاى مشقتهايى است كه شخص در راه اطاعت فرمان خدا و با قصد قربت متحمل شده است ، كه به آن ثواب گويند . چنين پاداشى همراه با تعظيم و اجلال مىباشد ، چراكه در برابر خدمت بنده است . هر سه مورد ياد شده نفع است و مؤلف با دو قيدى كه در تعريف خود آورد مورد اول و سوم را خارج كرد . ] قال : و يستحق عليه تعالى بإنزال الآلام و تفويت المنافع لمصلحة الغير و إنزال الغموم ، سواء استندت إلى علم ضروري أو مكتسب أو ظن ، لا ما تستند إلى فعل العبد ، و أمر عباده بالمضار أو إباحته و تمكين غير العاقل . أقول : هذه الوجوه التي يستحق بها العوض على اللّه تعالى : الأوّل : إنزال الآلام بالعبد كالمرض و غيره ، و قد سبق بيان وجوب العوض به من حيث اشتماله على الظلم لو لم يجب العوض . الثاني : تفويت المنافع إذا كانت منه تعالى لمصلحة الغير ، لأنّه لا فرق بين تفويت المنافع و إنزال المضارّ ، فلو أمات اللّه تعالى ابنا لزيد و كان في معلومه تعالى انّه لو عاش لا نتفع به زيد لاستحق عليه تعالى العوض عما فاته من منافع ولده ، و لو كان في معلومه